تبليغاتX
َ

































َ

ای آدمک کوکی ، صبح شد که بیدار شی

مثل همه ی عمرت ، تکرار شی و تکرار شی



صبح بعدیت انگار نیست ، تو توی شبت غرقی

بین شب و روز تو ، انگار که نیست فرقی



شب هات مثل روزاته ، روزات همگی تکرار

از دست همه سیری ، از دست خودت بیزار



پرواز واسه تو مرده ، تو اوج نمیگیری

بردی همه رو از یاد ، از یاد همه میری



تا فرصت هنوزم هست ، برگرد به خودت ، برگرد

نو شو که این تکرار ، از تو ،  تو رو دورت کرد



بسه اگه تا امروز ، تکرار تورو داد بر باد

فردا رو بساز از نو ، دیروز و ببر از یاد



تو لحظه ی تکراریت ، تنها خودتی همرات

حسرت شده یارتو ، ای کاش ، همه ی حرفات



با غصه نشو همدم ، سنت شکن خود باش

آزاد ترین فردی ، وقتی که نگی ای کاش


نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 16:36 توسط hexman|


كد قالب جدید قالب های پیچك